مجموعه عکس استفانی سینکلر؛ ازدواج زودهنگام دختران

اولین روز جهانی دختر فرصت ویژه‌ای را برای صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) به منظور جلب توجه عموم به رسم ناخوشایند «ازدواج دختران نابالغ» مهیا کرد. این امر در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ با همکاری عکاسان خبری که این موضوع و پیامدهای ناشی از آن را در سرتاسر جهان عکاسی کرده بودند، میسر شد.    به این منظور، صندوق و آژانس عکس VII در پروژه‌ای به نام «بیش از اندازه کوچک برای ازدواج»، اقدام به همکاری در یک کمپین نمودند. یک کمپین چندرسانه ای که هدفش بالا بردن سطح آگاهی از مسئله، حمایت از دختران بسیار جوانی که قبلا ازدواج کرده‌اند و روی‌هم‌رفته منع این جریان بود تا نهایتا حدود ۱۴۲ میلیون دختر دیگر در دههٔ جاری از دچار شدن به سرنوشتی مشابه نجات یابند.    کمپین از ۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ با برگزاری نمایشگاهی در دفتر مرکزی سازمان ملل متحد در نیویورک، در ترکیبی از عکس‌ها و ویدئوهای مستند دو عکاس آژانس عکس VII «استفانی سینکلر» و «جسیکا دی‌موک» رسما آغاز به کار کرد.      استفانی سینکلر (متولد ۱۹۷۳) عکاس خبری اهل آمریکاست. سینکلر از دانشگاه فلوریدا با مدرک لیسانس روزنامه‌نگاری و همچنین رشتهٔ فرعی عکاسی فاین‌آرت فارغ‌التحصیل شد و پس از فارغ‌التحصیلی در صدد کار در مجلهٔ شیکاگوتریبون برآمد که او را برای پوشش خبری آغاز جنگ عراق به آنجا اعزام کرد.       او بعدها به عنوان عکاس مستقل جهت پوشش خبری شش سالهٔ خاور میانه به این منطقه آمد. گفتنی است سینکلر در سال ۲۰۰۸ به آژانس VII پیوست و در ۲۰۰۹ از آن خارج شد. این عکاس که تاکنون سه جایزه ورلدپرس فتو برده است دائما با نشنال‌جئوگرافی، نیویورک‌تایمز، تایم و چندین مجلهٔ دیگر همکاری می‌کند.

    در سال ۲۰۰۳، وقتی این بانوی عکاس در افغانستان در حال کار روی پروژهٔ «خودکشی» بود، با مقولهٔ ازدواج زودهنگام دختران مواجه شد. تمام قربانیانی که می‌دید، در سنین خیلی پایین ازدواج کرده بودند. اغلب آنها دخترانی بودند حدودا نه ساله با شوهرانی بسیار مسن‌تر از خودشان و این آغاز مجموعه‌ای جدید شد تحت عنوان «بیش از اندازه کوچک برای ازدواج».     این مجموعه به بررسی چگونگی وادار شدن دختران نابالغ به ازدواج اجباری در بیش از ۵۰ کشور جهان می‌پردازد و حاصل هشت سال کار در کشورهایی چون افغانستان، نپال، اتیوپی، هند و یمن است. در ادامه صرفا به بررسی چندین عکس از مجموعهٔ یاد شده می‌پردازیم. گفتنی است مجموعهٔ پیش رو برندهٔ جایزه‌های جهانی چون ورلد پرس، پولیتزر و چندین جایزهٔ دیگر شده است.

   «وقتی او را دیدم، قایم شدم. از دیدنش متنفر بودم.» «تاهانی» (دخترک صورتی‌پوش) روزهای اول ازدواج با «ماجد» را به یاد می‌آورد؛ وقتی که او ۶ ساله و شوهرش ۲۵ ساله بود.    عروس کوچک برای ثبت این پرتره با همکلاسی پیشین خود، «غادا» (که او نیز عروسی کوچک است) در محوطهٔ خانهٔ کوهستانیشان در «حجه» (واقع در یمن) آماده شد.

    پس از برگزاری جشن در کنار زنان فامیل، طی مراسمی «سیدابا» و «غلیا» دو نوعروس یمنی، پوشانده شده و بسوی زندگی جدید با شوهرانشان بدرقه می‌شوند. یک فعال اجتماعی در صنعا (پایتخت یمن) می‌گوید: «بعضی از دختران روستایی به مقولهٔ ازدواج همچون ناجی می‌نگرند که آنها را از کنترل‌های خانواده‌هایشان نجات می‌دهد.»

     عروسان روستایی یمنی را که در این عکس می‌بینید، ساکت و خجالتی بودند تا اینکه سر صحبت به تحصیلات کشید. اکثر دخترانی که بین سنین ۱۴ تا ۱۶ ازدواج کرده‌اند، هرگز به مدرسه نرفته‌اند اما همگی هنوز هم آرزوی تحصیل دارند.

     آسیه مادری است ۱۴ ساله و دارای دو فرزند. در حالیکه دختر ۲ ساله‌اش بازی می‌کند، او دختربچه‌اش را در خانه شستشو می‌دهد. آسیه در اثر زایمان همچنان بیمار و رنجور است اما هیچ سواد و دسترسی به اطلاعاتی در جهت چگونگی مراقبت از خود ندارد.

   ده ساله بود که از آزارهای شوهر بسیار مسن‌تر از خودش، فرار کرد و با تاکسی خود را به دادگاه صنعا رساند. عمل جسورانهٔ «نجود علی» _ و مبارزهٔ حقوقی منحصر بفرد حاصل از آن _ نجود را به یک شیرزن بین‌المللی در طرفداری از حقوق زنان تبدیل کرد. او طلاق گرفت و به خانهٔ پدری‌اش بازگشت و در حال حاضر دوباره به مدرسه می‌رود.

  «مالالای کاکار»، پلیس قندهاری، مردی را دستگیر کرده که مکررا همسر ۱۵ ساله‌اش را با چاقو زخمی کرده است؛ چرا که زن از دستور او سرپیچی کرده. وقتی از کاکار پرسیدم «با آن مرد چه برخوردی شد؟» پاسخ داد: «هیچ؛ اینجا مردها پادشاهند.» کاکار بعدها توسط طالبان کشته شد.

      پاسی پس از نیمه‌شب، «راجانی» دخترک ۵ ساله از بستر خواب بیرون و توسط عمویش به سوی جشن عروسی‌اش بدوش کشیده می‌شود. نکاح کودکان در هند غیرقانونی است؛ از این رو اغلب مراسمات غیرقانونی در ساعات محدودی از بامداد برگزار می‌شوند. کشاورزی می‌گفت: «اینگونه مراسم‌ها رازی می‌شود که اهالی روستا آن را حفظ می‌کنند.»

   «راجانی» و دامادش با وجود آنکه در مقابل آتش مقدس پیمان ازدواج می‌بندند، به سختی به همدیگر نگاه می‌کنند. طبق سنت، عروس کوچک تا سن بلوغ باید در خانه بماند تا در آن زمان طی جشن دوم عروس و داماد رسما ازدواج کنند.

     هرچند ازدواج زودهنگام در روستای کوچک او «نپالی» امری عادی است اما «سوریتا» ‌ی ۱۶ ساله هنگامی که زیر چتر عروسی سنتی و ارابه به سمت روستای شوهرش بدوش کشیده می‌شود، در اعتراض به ترک خانه پدریش شیون می‌کند.

   زنان فامیل عروس آینده در حال تهیهٔ غذا و چای برای میهمانان روز نامزدی «روشن» ۸ ساله و «سعید» ۵۵ ساله هستند. مادر روشن که از این ازدواج ناراضی است، می‌گوید: «ما دخترمان را می‌فروشیم‌، زیرا غذای کافی برای تغذیهٔ بقیه فرزندانمان نداریم!»

   «من دختری بودم که در ازای اشتباه دیگری مبادله شده بودم، به همین خاطر همسرم همیشه در جستجوی بهانه‌ای برای آزار من بود.» این جملهٔ «بی بی عایشه» است.      وقتی عایشه ۶ ساله بود، توسط پدرش مطابق رسمی معروف به «بد دادن»، به عنوان تاوان قتلی که یکی از بستگانش مرتکب شده بود، به نامزدی یک جنگجوی طالبانی درآمد. عایشه در ۱۶ سالگی ازدواج می‌کند و در معرض سوء‌استفادهٔ خانواده شوهرش قرار می‌گیرد.     در ۱۸ سالگی از شکنجه‌های آنها می‌گریزد اما توسط پلیس دستگیر می‌شود و سپس به خانواده‌اش بازگردانده می‌شود. شوهر، پدرشوهر و سه تن دیگر از خانوادهٔ شوهرش او را به کوهستان می‌برند، بینی و گوش‌های او را می‌برند و او را به حال خود وامی‌گذارند تا بمیرد.

منبع: https://www.akkasee.com

Read More

«یادگاران انقلابی»؛ نگاهی هنری به ناآرامی‌های اوکراین

 اغتشاشات خیابانی اوکراین در فوریهٔ ۲۰۱۴ در سلسله تظاهراتی مرگبار در میدان استقلال کی‌یف به اوج خود رسید.    وقایع خشونت‌آمیز با بیش از صد کشته و تعداد کثیری مفقودالاثر معنایی جدید به فضای ظاهری میدان داده بودند؛ چه برای معترضانی که در آن مکان مبارزه کرده بودند و چه سوگوارانی که عزیزانشان را آنجا از دست داده بودند. در مارس ۲۰۱۴ دیوید مونته لئونی به منظور ثبت شمایل‌نگاری روزانهٔ آثار بجامانده از انقلاب به آنجا رفت. این یادگارها که در فضایی معنوی عکاسی شده‌اند، بیان‌کنندهٔ اهمیت زودگذر انقلاب و اشیای بجامانده از آن هستند.     این عکس‌ها مجموعه‌ای هستند با نام «یادگاران انقلابی» از منظر نگاه و به یقین فلسفهٔ این عکاس. همچنین یادداشت زیر، بیان حال و هوای آن روزها و چرایی ثبت این مجموعه است به قلم جان لی اندرسون (خبرنگار مجله‌ی The New Yorker):   «زمانی که من و دیوید به کی‌یف رسیدیم، میدان استقلال چیزی شده بود شبیه به موزه‌ای زنده یا تئاتر روباز درام اما با تحولات سیاسی – اجتماعی نافرجام.  پشت سنگرهای موقت – که از سنگ‌های سنگفرش خیابان و پیاده‌روها، صندلی‌ها یا لاشهٔ اتومبیل‌ها ساخته شده بودند – مردم با شمع‌های نذری، عود و اسفند و عکس‌های قاب گرفته به منظور یادبود معترضان کشته شده، محراب‌هایی موقت ساخته بودند؛ درست در جایی که یاران کشته شده بودند. هیزم‌های تازه برش جهت رفع سرمای آن زمستان طولانی انباشته شده بود. قرارگاه‌هایی خودگردان مجهز به گشت‌های شبانه، گرم خانه و چادر موجود بود. همینطور سنگرهایی جهت پذیرایی از معترضان گرسنه دایر بودند.    مونته لئونی هر روز ساعاتی را صرف شمایل‌نگاری روزانهٔ انقلاب می‌نمود. این موضوع برای من بسیار جدید بود اما او قبلا، طی آن روزهای مرگبار فوریه، آن هنگام که تیراندازان حکومتی صدها معترض را در میدان استقلال به قتل رسانده بودند، شبیه این کار را انجام داده بود.  آن خشم ناشی از بی‌حرمتی منجر به سقوط رئیس جمهور ویکتور یانکوویچ شده بود. از سویی دیگر آن هنگامهٔ آزادی که معترضان به دنبالش بودند، با تصاحب کریمه بدست ولادیمیر پوتین و بی‌ثباتی مخوف اوکراین شرقی و نیز افزایش تجهیزات نظامی نیروهای روس در مرز، هر دم تحت‌الشعاع قرار می‌گرفت.    معترضان که از یک سو به واسطهٔ تحقق اهدافشان جان گرفته بودند و از سویی دیگر بواسطهٔ بلاتکلیفی و عدم تثبیتشان دلسرد و راکد بودند، همانجایی که بودند مانده بودند. تصور اینکه کشوری می‌توانست آینده‌ای مستقل داشته باشد یا بر عکس، میدان را مکانی کرده بود شبیه برزخ! فضای ظاهری میدان، مفاهیمی برای آنان که در آنجا جنگیده بودند و همینطور سوگواران آن یاران از دست رفته، در خود داشت. انقلابیون به جای آنکه به استقلال مطلق فکر کنند، تصمیم بر حفظ جایگاهی داشتند که در آن قدرت خود را اعلام کرده بودند.    خون‌ها در آن مکان ریخته شده بود؛ از این رو آنجا الان خطه‌ای مقدس شده بود. اشیای داخل آن محدوده نیز مقدس شده بودند؛ به تقدس نگاره‌های موجود در کلیساهای تپه‌های باستانی اطراف میدان! پرداخت دیوید به اشیای میدان – روسری نقشدار سنتی، ماسک ضدگاز، باتون چوبی، کلاه ایمنی زرد رنگ نقاشی شده با دست و… – آن ارزش مقدس را آشکارا به تصویر کشید. او از آن اشیا در اوج مفهوم مذهبیشان به پاسداشت برهه‌ای استثنایی، که گمان می‌رفت همانند خود انقلاب تا ابد حفظ نگردد، عکاسی کرد.»    گفتنی‌ست دیوید مونته لئونی (متولد ۱۹۷۴ در ایتالیا) دارندهٔ سه جایزهٔ ورلدپرس در سال‌های ۲۰۰۷، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ است. وی پس از انصراف از رشتهٔ مهندسی به ادامهٔ تحصیل در عکاسی و روزنامه‌نگاری پرداخت؛ به این منظور به ایالات متحده و سپس بریتانیا سفر کرد. او حرفهٔ خود را با همکاری در نشریات بین المللی ایتالیا آغاز نمود. آثار این عکاس ایتالیایی در کتاب‌هایی چون Dusha (Soul)، La Linea Inesistente، Red Thistle و Spasibo منتشر شده‌اند.

منبع: https://www.akkasee.com

Read More

پنج گام برای تسلط بر تکنیک Brenizer در عکاسی

  تکنیک برینایزر پس از رایان برینایزر (Ryan Brenizer) یک عکاس مجالس عروسی به این نام خوانده شد. او این متد را ابداع نمود (اما بر این ابداع نامی‌ نگذاشت) و آن را با استفاده در عکس‌های مشتریانش رایج ساخت و به دیگران آموخت که چگونه این متد را به درستی انجام دهند.  کسانی که مدت زمانی است دستی بر عکاسی داشته‌اند، این فرآیند را خواهند شناخت. در دهه‌های متمادی عکاسان به منظور خلق عکس‌های پانوراما عکس‌ها را با یکدیگر ترکیب می‌کردند. با این وجود در حال حاضر نرم‌افزارهایی چون فتوشاپ و نرم‌افزارهای مشابه این متد را برای آنها بی‌نهایت آسان ساخته‌اند.مزایای استفاده از متد برینایزر خلق یک تصویر با استفاده از متد برینایزر نسبت به یک تک عکس زمان بیشتری می‌برد اما نتایج حاصله از آن ارزشمندتر هستند. وقتی از این متد استفاده می‌کنید، تصویری با این مشخصات خلق خواهید کرد:–    رزولوشن بسیار بالا–    عمق میدان کم (برابر با استفاده از لنزی با f کمتر از یک)–    بوکه عالی

 این عکس با استفاده از ۳۲ فریم عکس ایجاد و در فتوشاپ با یکدیگر ادغام شده است تا عمق میدان بی‌نهایت کم ایجاد کند.

آماده شدن برای عکاسی وقتی تصمیم به آزمودن این متد گرفتید، باید تصمیم بگیرید که از چه و کجا می‌خواهید عکس بگیرید. در جستجوی لایه‌هایی باشید که در عمق میدان کم جذاب‌تر به نظر آیند. اگر می‌خواهید از سوژه‌ای خاص عکاسی کنید مطمئن شوید که سوژه مورد نظر ژستی را برگزیده که می‌تواند تا بیش از ۳۰ ثانیه در آن حالت باقی بماند.گام اول – تنظیمات خود را آماده کنیددیافراگم: دیافراگم لنزتان را در گشوده‌ترین حالت ممکن تنظیم کنید. f برخی لنزها برابر با ۲/۱ است، f برخی دیگر ممکن است ۵/۳ باشد و در بقیه لنزها احتمالا چیزی بین این دو خواهد بود. هر چه دیافراگم بازتری انتخاب کنید، به نتایج شگفت‌انگیزتری دست خواهید یافت.وایت بالانس: در این متد لازم است که هر گونه وایت بالانسی را انتخاب کنید مگر وایت بالانس اتوماتیک را. هنگامی‌که دوربینتان را مستقر نمودید، همچنان که از سایه‌ها به سمت روشنی‌ها پیش می‌روید ( و یا بر عکس)، امکان دارد وایت بالانس اتوماتیک دمای رنگ‌ها را تغییر دهد. تنظیم دستی دمای کلوین ارجح است. فاصله کانونی لنز: مادامی که عکس‌های مجموعه‌تان را می‌گیرید، فاصله کانونی لنز را تغییر ندهید. عکاسی با یک لنز فیکس (prime) این عمل را ساده‌تر خواهد کرد در غیر این صورت اگر لنزتان به آسانی زوم این یا زوم اوت می‌شود، از ثابت بودن لنز مطمئن شوید.فوکوس: وقتی روی سوژه فوکوس می‌کنید، فوکوس‌ را در حالت دستی قرار دهید و تا زمانی که عکسبرداری مجموعه به اتمام نرسیده دیگر به آن دست نزنید.گام دوم – عکس‌هایتان را با استفاده از ترتیبی سازماندهی‌شده بگیرید

عکسبرداری در سطرهایی از چپ به راست ( مثل خواندن متن انگلیسی) به شما شانس بیشتری خواهد داد تا در تصویر نهایی شکاف نداشته باشید.

  عکسبرداری مجموعه عکس‌ها در ترتیبی سازمان‌یافته به تصاویر کمک خواهد کرد تا در نرم‌افزار ویرایشی شما به نحوی بهتر به یکدیگر متصل شوند. در ابتدا وقتی این روش را امتحان می‌کنید ممکن است وسوسه شوید تا از فرمان داده شده به نرم‌افزار دست بکشید و به افزودن تصاویری بیش از آنچه که فکر می‌کنید نیاز است روی آورید. اگر این کار را انجام دهید، ممکن است فتوشاپ به شما تصویری با چندین شکاف و وصله‌های اضافی در زیر تصویر نهایی ارائه دهد.

  من این تصویر را به جای اینکه با روش سطری (که در بالا گفته شد) بگیرم، در طرحی دایره‌ای گرفتم. نرم‌افزار فتوشاپ با صرف زمانی طاقت‌فرسا به درستی تصاویر را ادغام کرد. برای این تصویر، عکس‌های زیادی بودند که فتوشاپ نمی‌دانست با آنها چه کار کند، به همین خاطر مجبور شدم خودم وارد عمل شوم و به طور دستی برخی تصاویر را با یکدیگر ترکیب کنم. قدر وقت خود را بدانید و از اشتباه من درس بگیرید.

  قبل از عکسبرداری درباره عکس نهایی خود فکر کنید. آیا عکس پایانی به طور عمودی زیباتر خواهد شد یا افقی؟ مربع یا پانوراما؟ مطمئن شوید که تعداد عکس کافی گرفته‌اید تا بتوانید در جهت میزان‌سازی عکس مقبول نهایی خود آن را کراپ کنید.گام سوم – عکس‌هایتان را هم‌پوشانی کنید هنگامی ‌که در حال عکاسی از مجموعه عکس هستید مطمئن شوید که هر عکس با یک سوم انتهایی قاب قبل از خود همپوشانی دارد. این عمل به نرم‌افزار اطلاعات کافی خواهد داد تا نرم‌افزار هنگام ترکیب تصاویر بداند هر تصویر به کجا تعلق دارد.    اکثر عکاسان برای چنین مجموعه‌هایی بین ۲۰ تا ۵۰ عکس می‌گیرند که همه آنها در تصویر نهایی گردهم خواهند آمد. بیشتر از آن چیزی که لازم دارید عکس بگیرید و اگر راحت‌تر هستید با چیزی بیشتر از یک‌سوم تصویر قبلی هم‌پوشانی کنید. هنگامی‌ که با متد برینایزر تجربه کسب می‌کنید، احتمالا برای رسیدن به نتایجی مشابه با تعداد عکسی کمتر، راهی خواهید یافت.گام چهارم – همه تصاویر را ویرایش گروهی کنید هنگامی‌ که برای پردازش تصاویر آماده شدید، آنها را در نرم‌افزار ویرایش گروهی مانندLightroom  یا  Adobe Camera Rawباز کنید. عکس اول را ویرایش کنید (نوردهی، کنتراست، غلظت رنگ و …)، سپس کل گروه تصویر را همزمان (sync) کنید با انجام این کار ویرایشی کاملا مشابه ویرایش عکس اول برای همه تصاویر مجموعه به کار بسته شده است.   آنگاه تصویر شما برای خروجی گرفتن آماده است. از آنجا که می‌خواهید تعداد زیادی تصویر را با هم ادغام کنید، دلیلی ندارد که از تصاویر با رزولوشن بالا خروجی بگیرید. انجام این کار فقط باعث کاهش سرعت پردازش در نرم‌افزار خواهد شد. از عکس‌هایتان با فرمت JPG خروجی بگیرید، با لبه‌هایی بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ پیکسل، بسته به اینکه چه تعداد تصویر را می‌خواهید ادغام کنید.گام پنجم – تصاویر را ادغام کنید

۱- در فتوشاپ روی منوی file گزینه Automate و سپس Photomerge را انتخاب کنید.۲- تنظیمات پیش‌فرض را نادیده بگیرید و با زدن گزینه browse به دنبال مجموعه عکس‌های خود بگردید.۳- پس از آنکه تصاویر ادغام شدند، اغلب تصاویر اضافه‌ای زیر تصاویر ادغام‌شده دیده می‌شوند که گاها این تصاویر به دلیل میزان هم‌پوشانی زائد هستند و لازم نمی‌شوند یا گاهی اوقات نرم‌افزار نمیداند که آن تصاویر متعلق به کدام محدوده مکانی تصویر هستند و شما باید به طور دستی آنها را در مکان صحیح خودشان بگذارید.۴- من به این نتیجه رسیدم که عکس نهاییم بدون این تصاویر اضافی هم خوب خواهد شد، به همین خاطر زوائد تصویر نهایی را کراپ زدم.در پایان فتوشاپ را باز کنید و مسیر زیر را دنبال کنید:

File > Automate > Photomerge

  وقتی پنجره بالا آمد، به تنظیمات پیش فرض Layout و Auto and Blend Images Together دست نزنید. توسط گزینه Browse عکس‌های مورد نظرتان را جستجو و باز کنید. حالا باید منتظر بمانید! کامپیوتر شما بسته به سایز و تعداد عکس‌هایتان در حال پردازش است، این عمل می‌تواند بین یک تا ۱۰ دقیقه به طول انجامد.   نتایج مشابه با استفاده از نرم‌افزارهای مشابه نیز می‌تواند ایجاد شوند. برای صرفه‌جویی در زمان تنها به ذکر این فرآیند با نرم‌افزار فتوشاپ پرداخته شد.   اگر مجموعه عکستان را در ترتیبی سازمان‌یافته گرفته باشید، نرم‌افزارتان باید به خوبی قادر به ترکیب کردن تصاویر با یکدیگر باشد. همه چیزی که باقی می‌ماند کراپ زدن برای میزان‌سازی تصویر به آن صورت است که انتظار ‌داشتید (عمودی، افقی، مربع یا پانوراما). در نهایت تصویر پایانی را با قالب JPG ذخیره کنید.منبع: Five Steps to Rock the Brenizer Method

لینک مقاله: https://www.akkasee.com
Read More

بازماندگان قتل عام ارامنه ؛ صد سال پس از واقعه

 در کودکی از خشونت های دولت غاصب جان سالم به در بردند. اینک این مردان و زنان ارمنی با حافظه دردناکی که در آن روزگار پشت سر گذاشته اند دیداری تازه می‌کنند.  برای هویت ملی ارامنه، کمتر مکانی وجود دارد که بیش از کوه آرارات اهمیت داشته باشد؛ قله‌ی پوشیده از برفی که بر فراز ایروان – پایتخت – نمایان می‌شود. آرارات که محور فرهنگ عامه ارمنی و پیشینه مذهبی آنهاست و گفته می‌شود کشتی نوح در آن به خاک نشسته است، غرور و حس مکان ارامنه را برمی‌انگیزد. این قله در نشان‌های اشرافی و پول رایج ارمنستان به چشم می‌آید و از طرفی دیگر همچون یادآور تراژدی که بر زندگی ارامنه حکم‌فرما شد نیز نمود می‌کند. کوه آرارات از ارمنستان دیده می‌شود اما در اصل متعلق به ترکیه است.  صد سال پیش هنگامی‌ که عثمانیان شدیدا سعی در جلوگیری از سقوط امپراطوری خویش داشتند، بر ضد ارامنه کشور و در جهت نابودسازی قومی ‌آنان که مانند خطری ترکیه را تهدید می‌کردند، اقدام به لشکرکشی کردند. در بین سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳ ارتش عثمانی یک و نیم میلیون از جمعیت ارامنه را کشت و دو میلیون نفر را طی آنچه که در بسیاری موارد تحت عنوان «اولین کشتار فجیع قرن بیستم» از آن یاد شده است، آواره کرد.  مردان، زنان و کودکان به سوی گورهای دسته جمعی در صحرای سوریه رانده می‌شدند و یا در منازلشان قتل‌عام می‌شدند. سربازان عثمانی کلیساها و روستاهای ارمنی را ویران می‌ساختند و اموالشان را مصادره می‌کردند. برخی بازماندگان به سوی جمهوری وقت ارمنستان گریختند؛ جمهوری‌ای که طولی نکشید که توسط اتحاد جماهیر شوروی بلعیده شد. مابقی بازماندگان در سرتاسر دنیا پراکنده شدند.  دایانا مارکوزیان، عکاس ارمنی-آمریکایی است که جد پدریش اهل شرق ترکیه بوده است و به واسطه اینکه همسایگان ترک تا زمان فرار او را مخفی کرده بودند، از قتل‌عام جان سالم به در برد. مارکوزیان متعهد شده تا حافظه‌ی ملی این واقعه را در پرتره‌هایی از بازماندگان در قید حیات، مستند سازد.  مارکوزیان که نامش در مسکو، ایروان، سانتا باربارا و کالیفرنیا مطرح است، می‌گوید از مدت‌ها پیش، سنگینی این فاجعه را همچون باری بر دوش احساس می‌کرده است: «تنها به خاطر نژادت تاریخ دهشتناکی را به ارث بردی …».  این تاریخی است که به طور کامل نادیده گرفته شده است. تا به امروز دولت ترکیه میزان کشته‌شدگان و همچنین طرح‌ریزی این کشتار توسط مقامات عثمانی را انکار کرده است و دولت آمریکا جنایات عثمانی را تحت عنوان واژه «قتل‌عام» نمی‌پذیرد. واژه‌ای که در هیچ‌یک از نشست‌های رئیس جمهور آمریکا برای وصف سرنوشت ارامنه به کار نرفته است.  دفاتر مشاوره رأی‌دهی جهت پیگیری امور شهروندان ارمنی قبل از سال ۱۹۱۵ در ترکیه تاسیس شد. مارکوزیان چند تن از بازماندگان در قید حیات را در ارمنستان پیدا کرد؛ کشوری مستقل با سه میلیون نفر جمعیت. او از آنها ابتدا در خانه‌هایشان و سپس پس از رفتن به محل‌هایی که از آنجا فرار کرده بودند، عکاسی کرد و با تصاویر زادگاه گمشده‌ی بازماندگان مجددا با آنها متفق گشت و این تجدید دیدارها را مستند ساخت.   این تصاویر، برخوردهایی سوررئال در پیوندگاه مکان و خاطره هستند. مساحت مزارع بر فضای روستاها غلبه کرده‌اند و کلیساهایی که روزی بر فراز قله‌های باستانی واقع بودند، تبدیل به اماکنی در خرابه‌ها شده‌اند. برخی بازماندگان وقتی عکس‌ خانه‌های پیشین خود را دیدند که آنها را به سوی خود فرا می‌خواند، اشک ریختند. همچون آرارات در دوردست؛ جاودان اما دور از دسترس. مارکوزیان می‌گوید: «می‌خواستم به بازماندگان کمک کنم تا بخشی از سرگذشت خویش را زنده کنند، اما چگونه می‌توان چیزی را نشان داد که دیگر وجود ندارد؟»    دایانا مارکوزیان عکاس ارمنی-آمریکایی است که آثارش کاوشی است درباره ارتباط میان حافظه و مکان. او دانش‌آموخته‌ی دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیاست. عکس‌های این عکاس را می‌توان در نشریاتی چون نیویورک‌تایمز، تایم، نیویورکر و گتی‌ایمیجز دنبال کرد.منبع: Smithsonian Magazine

لینک مقاله: https://www.akkasee.com
Read More

برادران لانگنهایم؛ نگاهی به زندگی دو عکاس پیشگام

ارنست ویلهلم و فردریش لانگنهایم دو عکاس موفق و پیشروی آمریکایی آلمانی‌تبار در براونشوایگ آلمان متولد شدند. ویلهلم در ۱۸۰۷ میلادی و برادرش فردریش دو سال پس از او چشم به جهان گشود.    ویلهلم پس از اخذ مدرک حقوق در گوتینگن آلمان در ۱۸۳۴ به ایالات متحده مهاجرت کرد و سرانجام در سن‌آنتونیوی تگزاس سکنی گزید. او در طی جنگ سال‌های ۱۸۳۵-۱۸۳۶ برای استقلال تگزاس در ارتش ژنرال سام هوستن خدمت کرد و پس از اسارت توسط ارتش مکزیک، نزدیک به یک سال در زندان ارتش مکزیک بود و سرانجام هنگامی که بین دو حزب در حال جنگ آتش بس اعلام شد، آزاد شد و در ادامه خدمت به ارتش هوستن در نبرد فلوریدا مقابل سرخپوستان سمینول شرکت کرد.   ویلهلم که به فیلادلفیا نقل مکان کرده بود، به برادرش فردریش پیوست و هر دو برای روزنامه آلمانی‌زبان Die Alte and Neue Welt (دنیای دیروز و امروز) آغاز به کار کردند. در همان زمان بود که دو برادر تصمیم گرفتند اسامی کوچک خود را به آوای آمریکایی ویلیام و فردریک تغییر دهند. زمان آغاز فعالیت دو برادر در عرصه عکاسی نامشخص است اما گمان می‌رود که منشأ آن به آلمان بر می‌گردد، زمانی که خواهرشان لوسی با مردی به نام یوهان برنارد اشنایدر -که آموزشیار مؤسسه پلی‌تکنیک Carolo Wilhelmina وین بود – ازدواج کرد. یکی از شاگردان اشنایدر به نام پیتر فردریش ویلهلم ویتلندر در آن زمان برای داگروتایپ‌ها دوربین و لنز می‌ساخت و آقای اشنایدر به منظور آموزش نحوه استفاده از این وسایل به ویلیام و فردریک به فیلادلفیا رفت. برادران لانگنهایم در آمریکا نمایندگان رسمی توزیع دوربین تمام فلزی ویتلندر- که شبیه به دوربین خیلی کوچکی بود – و همچنین لنز مخصوص عکاسی از پرتره ویتلندر – که توسط ژوزف پتزوال طراحی شده بود – شدند.  برادران لانگنهایم در سال ۱۸۴۳ طی معامله‌ای در فیلادلفیا استودیوی پرتره‌ای تاسیس کردند. ویلیام شریک ارشد و مدیر تجاری استودیو و فردریک مسئول تولید عکس آن بود. موفقیت دو برادر در میان آمریکایی‌های سرشناس همچون رئیس‌جمهور جان تایلر که تمایل به ثبت پرتره خود داشتند، امری واضح بود. چیزی که لانگنهایم‌ها را به شهرت جهانی رساند، هشت مجموعه از پنج داگروتایپ بود که در سال ۱۸۴۵ از آبشار نیاگارا تهیه کرده بودند. آنها مناظر پانورامیک را با کنار هم گذاشتن داگروتایپ‌ها ایجاد کردند و چون تا آن زمان تنها عکاسانی بودند که این روش را به کار می‌بردند، مجموعه‌ها را برای مشاهیری چون رئیس‌جمهور جیم کی.پولک، ملکه ویکتوریا، پادشاهان پروس، ساکسونی، وورتمبرگ و حتی شخص لویی داگر ارسال کردند.   هر چند محبوبیت داگروتایپ به سرعت افول کرد، اما دو برادر در جهت اصلاح فرآیند کالوتایپ -که توسط ویلیام هنری فاکس تالبوت ثبت شده بود- به جایگزین قابل‌قبولی دست یافتند. در سال ۱۸۴۹ ویلیام لانگنهایم به امید خرید حق ثبت اختراع آمریکایی تالبوت برای فرآیند کاغذ نگاتیو به انگلستان سفر کرد. ویلیام و فردریک پس از تکمیل و تعدیل فرآیند برای محیط اطراف فیلادلفیا، تکنیک خاص خود را با رهبری کلود آبل نیپس دوسن‌ویکتور و با استفاده از آلبومین و جایگزینی کاغذ با شیشه پیاده کردند و نام این فرآیند را هایالوتایپ (hyalotype که در زبان یونانی به معنای شیشه است) نهادند. برادران لانگنهایم نسخه کالوتایپ خاص خود را منتشر نمودند اما آمریکایی‌ها از آن تأثیری نگرفتند. متأسفانه تصاویر هایالوتایپ به گونه‌ای نامرغوب با زمینه رنگ شده براق شده بودند که این باعث می‌شد تا حتی بی‌کیفیت‌ترین داگروتایپ‌ها در مقایسه با آنها بهتر به نظر آیند.

  با این وجود، این برادران خوش فکر با موفقیت قادر به اعمال فرآیند خود در دستگاه نمایش اسلاید شدند که رابرت هانت در سال ۱۸۵۱ در مقاله‌ای تحت عنوان «پیشرفت‌های عکاسی» به درستی کار ایشان از نظر دقت و ظرافت اشاره کرد.   دو برادر پیشگامان راستین عکاسی و مؤسسان شرکت جهان‌نمای آمریکا (American Stereoscopic Company) و اولین عکاسانی بودند که به فروش عکس‌ جاذبه‌های توریستی ایالات متحده پرداختند. برادران لانگنهایم پس از انحلال کوتاه‌مدت شراکت خود، مجددا در سال ۱۸۵۴ با یکدیگر متفق شدند و در دهه ۱۸۶۰ منحصرا به تولید اسلایدهای فانوسی پرداختند. ویلیام در سال ۱۸۷۴ از دنیا رفت و فردریک تنها برادر بازمانده بی‌درنگ اقدام به فروش شرکت کرد و بازنشسته شد و خود در ۱۸۷۹ دیده از جهان فرو بست. برای دیدن برخی آثار این دو عکاس به این لینک مراجعه کنید.منبع: William and Frederick Langenheim

لینک مقاله: https://www.akkasee.com
Read More